جمعه 15اردیبهشت 91

آویسا گلی ما هنوز خوب حرف نمی زنه.فقط کلماتی که در پست های قبل گفتم رو تکرار می کنه. ولی دیشب یه اتفاق جالب افتاد و اون این بود که فهمیدم دختر گلی فعل ها رو می گه. موقعی که خواستیم بخوابیم. بابا رضا لامپ اتاق رو خاموش کرد یه دفعه دیدم آویسا گفت: چی شو؟ خندم گرفت.بابا رضا هم تعجب کرده بود و هر دوتا زدیم زیر خنده. صدای زنگ تلفن بلند شد که دیدم دختر گلی گفت کی بو؟اینم از حرف زدن های دختر عسل...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



جمعه 15اردیبهشت 91
